مؤلف مجهول
83
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
براى اكتساب ثواب عقبى و اقتناى ثناى دنيا ، بر ذمّت او محافظت دماء و ذماء « 1 » ايشان لازم شد . و بدانيد هركرا حقّ تعالى بزرگ گردانيد ، در اذلال او كوشيدن ، با حقّ تعالى مجادله كردن باشد و رنج بىفايده بر خود نهادن . پس تعظيم و اجلال او بر كاّفهء خلايق لازم باشد و اداى مواجب خلافت حقّ [ 57 پ ] تعالى بر ذات آن گزيده هم فريضه گشت . و اكنون بر ما واجب است كه حقّ خلافت بگذاريم و شرط نيابت بجاى آريم و مصالح عاجل و آجل و معاش و معاد را رعايت نماييم ، تا امروز عقد ملك امور ملك در سلك رونق منتظم باشد و فردا از ثمرات و نتايج آن مملكتى مهيّا گردد كه غبار و غيار زوال بر دامن و دوش آن منشيند ، و بعوار عوارض موسوم نشود . و بر ما لازم است كه اگر كسى از شما ببلاى فقر مبتلا شود ، با او طريق مجامله و مساهله مسلوك افتد و از خزانه مدد داده آيد . و حاليا محدثات رسوم مرفوع گردانيم و مبتدعات مذموم را مدفوع كنيم ، و هيچ مظلوم را در ظلمات ظلمه فرونگذاريم . و اگر در سالى نامرادى روى نمايد ، كاّفهء رعايا را بتخفيف ثقل مؤن و ترفيه عبء كلف مخصوص گردانيم ، مناصب به كسى كه از حليت استعداد عاطل باشد ندهيم و مستحقّ را محروم نگذاريم و الطاف و اكرام و احسان و انعام عامّ گردانيم ، و در معرض تعرّض دماء و فروج و اموال و اشغال و اعراض و عروض هيچ آفريده نياييم و هرچه داخل دايرهء امكان باشد از شفقت و عاطفت و مرحمت و رأفت در باب شما [ 58 ر ] تقديم كنيم .
--> ( 1 ) - الذماء : بقية الروح .